Sheroshaery

شعرـجدید

۸ تیر روز مبارزه با سلاح های شیمیایی میکروبی... دستای تاول زده از بمب شیمیایی یه بچه داد می زد مادر جانم کجایی خوزستان بود و سر دشت حتی شهر شلمچه که بمب شیمیایی زدند مثل حلبچه حتی خود عراق هم اکنون نداشت اون روز پیچید گاز خردل با تابوت گلو سوز از بمب شیمیایی جانباز جنگ چه ها شد تو عملیات والفجر مصدوم و ما بینا شد  از خیبر و بدر مونده تاثیر موروثی اش تاثیر گاز خردل آن تیر موروثی اش شعار امروز من ای پرچمم کجایی به امید آینده بی سلام شیمیایی  ۱۰ تیر ماه روز صنعت و معدن ... یه چهره سیاه تو کار معدنه اون چهره سیاه جوونی کنه برای اقتصاد جهاد می کنم  خود اتکایی رو زیاد می کنم...
30 خرداد 1405

شعر

قوه قضائیه ما انقلاب کردیم تا واقعیت را دهید تغییر ای جان  ما انقلاب کردیم تا اینکه مملکت شود دنیای قرآن قد خم نمی کنیم از طوفان و گردباد و هر حادثه ای به ظلم تن نمی‌دیم به ظلم آمده از بد وارثه ای شجاعانه دفاع قدرتمندانه ما هست از عدالت تا نرسیم مقصد ندارد هیچ‌یک ما یک خواب راحت کرامت انسانی دفاع از مظلومان است هدف شهادت ما یکتنه می جنگیدم ما به تن پروری نداریم عادت ما انقلاب کردیم تا که گناهی نکنیم همچون بهشتی برای ما آماده برای ما مهیاست خوش سرنوشتی #شعرـ زهرهـمحمدـزمانی#شعرـفارسی#شعرـمذهبی#شعرـبهروز#شعرـجنگ#شعرـعاشقانه#شعرـجدید#شعرـرمان#شعرـخوانندگان#شعرـنوازندگان#شعرـکنسرت#شعرـآهنگ#شعرـموسی...
27 خرداد 1405

شعر

امام چهارم... سرور عابدان تویی از تو چه ها شنیده ام من از لطافت نماز به بوی تو رسیده ام به سجده می افتند ملک از دیدن نماز تو  جان می سپارد جان من از رفت و نیاز تو برای دیدنت دلم ذوب شود ای نازنین هم از تو و نور تو است یافتن خویش چنین امیر زین العابدین روح عبادتها تویی زمانه می گردد ولی برکت ساعتها تویی از زهد تو گل می دهد شکوفه های پاکی است ای چهارمین حجت خلق پوشیده جسم خاکی ات #شعرـ زهرهـمحمدـزمانی#شعرـفارسی#شعرـمذهبی#شعرـبهروز#شعرـجنگ#شعرـعاشقانه#شعرـجدید#شعرـرمان#شعرـخوانندگان#شعرـنوازندگان#شعرـکنسرت#شعرـآهنگ#شعرـموسیقی#شعرـموزیک#شعرـزهرهـمحمدـزمانی#شعر۱#شعراـبنام#شاعر#ترانهـسرا#ترانهـزهرهـمحمدـزمانی#...
26 خرداد 1405

شعر

اعتیاد ... شکوفه ها لطیف تر از اونند دوم بیاورند توی این خونه هر بار که تو می کشی سیگار  چیزی ز خوشبختی نمی مونه از هر طرف صدا زدیم بس کن  از هر طرف صدا زدیم برگرد  هر بار که تو می کشی سیگار  یک نفر رو از جمع کم می کرد  کم می شدی گم می شدی هر بار  یه سایه موند از تو تو جمع ما  طوفان اعتیاد بود اما  کو کشتی نجات این دریا نه چشم و نه گوش و زبان هم نه چیزی نموند ازت خبر داری  بیدار شو بیدار شو دیره  باید بری قایق رو برداری  #شعرـ زهرهـمحمدـزمانی#شعرـفارسی#شعرـمذهبی#شعرـبهروز#شعرـجنگ#شعرـعاشقانه#شعرـجدید#شعرـرمان#شعرـخوانندگان#شعرـنوازندگان#...
26 خرداد 1405

شعر

عاشورا... سلام کن بر مهدی خود  مولا حسین مهربونم گلاب بریز به روی دستاش چون من تو عاشق می دونم دیدند تو رو ولی ندیدند عشق تو به حجت الله باید که اقتدا کنم بر  مولا حسین سرور و آقا هل من ناصر ینصرنی صدای عاشورای تو بود  امام کمثل الامام   انگار مهدی به جای تو بود  گهواره علی اصغر گهواره تنهای مهدی نرجس پریشان است امشب بیتاب یک صدای مهدی ارباب حسین تو یاری ام کن این راه اگر راه خدا بود  به هم بپیوندان دلم را از قلب تو اگر جدا بود  #شعرـ زهرهـمحمدـزمانی#شعرـفارسی#شعرـمذهبی#شعرـبهروز#شعرـجنگ#شعرـعاشقانه#شعرـجدید#شعرـرمان#شعرـخوانندگان#شعرـنوازن...
25 خرداد 1405

شعرشعر

جشن تابستان ... دوتا صندلی گلدار و یه چتر  که صندلی ها رو بغل گرفته و تابستان یعنی یه غرق سرم که از این منه کم محل گرفته و تابستان یعنی رشد سریع  تموم برگ و سرسبزی خونه و تابستان یعنی یه ساحل شن پیش دریای آرام دیونه یه بام در ستاره خاطرات و  شلوغه فصل ها یعنی تابستون یه ماچ آبدار از گونه تو بلوغ فصل ها یعنی تابستون تابستان فصل برگ توت و پیله درختای قشنگ شاه بلوطی دوباره فصل یک هدیه تازست یه پیراهن زیبا رنگ طوسی #شعرـ زهرهـمحمدـزمانی#شعرـفارسی#شعرـمذهبی#شعرـبهروز#شعرـجنگ#شعرـعاشقانه#شعرـجدید#شعرـرمان#شعرـخوانندگان#شعرـنوازندگان#شعرـکنسرت#شعرـآهنگ#شعرـموسیقی#شعرـموزیک#شعرـزهرهـم...
24 خرداد 1405

شعر

بیابان زدایی... ای ریه خشک شده ،سلام بیابون زمین از رفتن سبزی تو ،بیا و آهم رو ببرین اینجا یه روز آبادتر،از همه دنیا بود  گل بود و گل گل بود و گل ،ابنجا چقدر زیبا بود صدای آب میومد ،از آبشاری نزدیک  خنک تر از بارون بود ،میون هر شب تاریک پروانه ها پر می‌زدند تو قاب زیبای خدا اینجا یه روز سرسبزی بود ،به جای این خیابونا دامن ما رم می گیره، خشکی این تکه زمین قلبت بیابون نشده ،خودتو مسئول ببین #شعرـ زهرهـمحمدـزمانی#شعرـفارسی#شعرـمذهبی#شعرـبهروز#شعرـجنگ#شعرـعاشقانه#شعرـجدید#شعرـرمان#شعرـخوانندگان#شعرـنوازندگان#شعرـکنسرت#شعرـآهنگ#شعرـموسیقی#شعرـموزیک#شعرـزهرهـمحمدـزمانی#شعر۱#شعراـبنام#شاعر#ترانهـسرا#ت...
10 خرداد 1405

شعر

پدر ... کاش پدرت بودم دختر مینابی می خوندی ای بابا چرا نمی خوابی رویای مدرسه بود هنوز توی سرت همبازی هات رفتند که پیر شد پدرت کاش پدرت بودم تو روزهای سخت امام از این دنیا امان از این بخت کاش پدرت بودم اونجا کنار تو  شریک غم‌های بی اختیار تو  #شعرـ زهرهـمحمدـزمانی#شعرـفارسی#شعرـمذهبی#شعرـبهروز#شعرـجنگ#شعرـعاشقانه#شعرـجدید#شعرـرمان#شعرـخوانندگان#شعرـنوازندگان#شعرـکنسرت#شعرـآهنگ#شعرـموسیقی#شعرـموزیک#شعرـزهرهـمحمدـزمانی#شعر۱#شعراـبنام#شاعر#ترانهـسرا#ترانهـزهرهـمحمدـزمانی#آلبوم#آلبومـشعر#نویسنده#معروف#زهرهـزمانی#مشهور
9 خرداد 1405

شعرـسازمانی

اهدای خوان ... قطره قطره خون تو به زندگی جان می دهد کاری که می می کنی به حس باران می دهد برای این فدا کاری دنبال هر فرصت بگرد هر یک نفر نجات داد گویی همه را زنده کرد تو کشوری تو میهنی تو جانفدا پیام تو نجات می دهی ولی طبیب نیست نام تو جایی که به کار دگر پول برای ماندن میاد  طلای سرخ جان تو یک زندگی نجات داد جایی که اشک مادران کار شفا نمی کنند و قطره قطره خون تو ببین چه ها نمی کند فرصت زندگی دادن به وسعت یک آسمون ۱۴ ژوئن شد و سالروز اهداء خون  #شعرـ زهرهـمحمدـزمانی#شعرـفارسی#شعرـمذهبی#شعرـبهروز#شعرـجنگ#شعرـعاشقانه#شعرـجدید#شعرـرمان#شعرـخوانندگان#شعرـنوازندگان#شعرـکنسرت#شعرـآهنگ#شعرـموسیقی#شعرـم...
9 خرداد 1405

شعرـ مناسبتی

صنایع دستی... یه دسته یاس بسته بود به موهاش تا جلو آینه کم نیاره عطرش هنوز مونده تو مشامم بعضی ها روحشون پر نقش و نگاره  تو این روزای بی روح آهن سرد  میشه با تو گرم گرفت و جلا داد میشه با تو راهیه زندگی شد  می شه با تو به دل چقدر صفا داد ای روح نحیف دست ساخته ای که مثل ظرف سفالین تکی ای که زیبایی از همه طرح و نقش ای که مثل روزهای شیرین تکی تو مثل نیاکانت عجیبی و  نقش الله رو کوزه می زنی ذوق می کنم من برای تو  تو چقدر شبیه زندگی منی  #شعرـ زهرهـمحمدـزمانی#شعرـفارسی#شعرـمذهبی#شعرـبهروز#شعرـجنگ#شعرـعاشقانه#شعرـجدید#شعرـرمان#شعرـخوانندگان#شعرـنوازندگان#شعرـکنسرت#شعر...
8 خرداد 1405
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به Sheroshaery می باشد